تبلیغات
آموزگار ابتدایی قصرقند - عبرت بگیریم:
 
آموزگار ابتدایی قصرقند
اول : در شروع هر كاری بسم الله بگویید . دوم: در هر نعمتی الحمدالله بگویید . سوم: در هر كار كه قصد انجامش را دارید، ان شالله بگ
سه شنبه 1392/07/9 :: نویسنده : ابراهیم رئیسی زاده

معلم عصبی ، دفتر را روی میز کوبید و داد زد: سارا...؟

- دخترک خودش را جمع و جور کرد، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت: بله خانم؟

- معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن؟ ها؟ فردا مادرت رو میاری مدرسه میخوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم.

- دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن... اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...
اونوقت قول می دم مشقامو تمیز بنویسم...

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت: بشین سارا...
و بی آنکه کسی ببیند اشک میریخت...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ